تاریخ دفاع مقدس، پر است از فرازهایی که نام شهرها را به نشانه افتخار در سینه خود جاودانه کرده است و اراک یکی از آن شهرهایی است که در پنجم مرداد، سه برگ از دفتر افتخار و مقاومت خود را ورق زده است؛ سه واقعه، سه روایت، اما یک پیام:
اراک ایستاده است.
۵ مرداد ۱۳۶۱؛ اراک در رمضان خونین
در عملیات رمضان، که پس از آزادسازی خرمشهر برای ورود به خاک دشمن طراحی شد، جوانان اراکی در گرمای کشنده جنوب، مقابل آتش سنگین ارتش بعث عراق ایستادند. آنها نه فقط بهعنوان سرباز، بلکه بهعنوان نماد وفاداری مردم شهرشان، پا به میدان گذاشتند. اراک در این عملیات، نام خود را در جبهه مقاومت به ثبت رساند، در کنار خوزستان، در کنار کرمانشاه، در کنار مردانِ همیشه مردِ ایران.
۵ مرداد ۱۳۶۵؛ روزی که آسمان اراک خون گریست
حمله هوایی عراق به صنایع بزرگ اراک، در ظهر داغ یک روز تابستانی، ۷۷ کارگر را در خطوط تولید به شهادت رساند. واگنپارس، آلومینیومسازی، آذرآب؛ هر سه نهفقط نماد صنعت، بلکه نماد ایستادگی در پشت جبهه بودند. دشمن خواست اراک را بشکند، اما اراک با خون شهیدانش برافروختهتر شد. کارخانجات به حرکت ادامه دادند، پشتیبانی از جبههها متوقف نشد و چرخ مقاومت، از دل خاک و آتش، باز هم چرخید.
۵ مرداد ۱۳۶۷؛ نقطه پایان رؤیای دشمن
در آخرین ماههای جنگ، منافقینِ تا دندان مسلح با حمایت صدام وارد ایران شدند، اما در تنگه چهارزبر زمینگیر شدند. عملیات مرصاد، روایت ایستادگی مردمی بود؛ همان مردمی که فرزندانشان در اراک پرورش یافته بودند. اراک، پشتوانهای برای مرصاد بود. همانهایی که رنج بمباران را چشیده بودند، حالا در مصاف نهایی، به ریشههای خیانت تبر زدند.
پنجمرداد، فقط یک تاریخ نیست؛ روحی است که در رگهای شهر اراک جریان دارد. شهری که مردمانش نشان دادند سنگر، فقط خط مقدم نیست؛ گاهی پشت دستگاه تولید است، گاهی پشت خاکریز و گاهی در تنگهای که باید ایستاد. اراک، شهر ایثار، سنگر بیادعا. به یاد شهدای پنجم مرداد، به احترام ایستادگی یک ملت.
حسین سلیمانی